على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

63

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

گرفته همه ، برو كنار ، به‌جاى خود بايست ، مىگفتند و حال آنكه كسى در معبر نبود و اگر يكى دو نفر گدائى هم بودند از دور كه اينها را مىديدند فرار مىكردند . بعد از آنها بيست نفر از سوارهاى طالش پياده تفنگها به دوش گرفته مىآمدند . بعد از آنها چهار نفر تفنگدار مخصوص كه جلد تفنگشان هم ماهوت قرمز بود . بعد از آنها دو نفر چماق نقره به‌دست كه قاپوچى بودند . بعد از آنها دو نفر جلودار كه هركدام يك زين‌پوش قلابدوزى ماهوت قرمز به دوش انداخته در دو دهنهء اسبى كه جناب مشير السلطنه سوار بود مىآمدند ( و حال آنكه يك اسب سوار بود ) و قريب بيست نفر اجزاء خلوت از قبيل پيشخدمت و فراشخلوت و باشماق‌چى . خود جناب مشير السلطنه سوار اسب كهر يراق طلائى شده بود ، در حالتى كه خرقهء ترمهء لاكى بطانه خز زقرهء كلفتى به دوش انداخته ، آستينهايش را هم پوشيده بود . دست جلو اسب را هم به‌دست نگرفته به روى قاچ زين انداخته بود . يكى دو نفر هم از محترمين رشت مثل ميرزا فتح اللّه خان بيگلربيگى سواره و پنجاه شصت نفر اجزاء حكومتى پياده همراهش بود . درب خانه كه پياده شد آن دو نفر قاپوچى چماق نقره دم در نشسته مردم زيادى و تماشاچى را از ورود منع مىكردند . همين‌طور ساير اعيان و محترمين رشت هم تأسى كرده مقيد به بعضى قيودات و تجملات بىمعنى ناپسند بودند و حالا پس از آنكه يك نفر پيشخدمت آمد پرسيد كه من وقت دارم يا نه گفتند امير اكرم مىآيد . در اطاق خواب ما دو درب منظر به طرف كوچه دارد . از آنجا تشريفات ورود حاكم را تماشا كردم . از درشكه پياده شد . دو نفر پيشخدمت كه سواره همراهش بودند پياده شده عقبش ، و سه يا چهار نفر نايب فراش هم جلويش بودند . اين‌طور حركت حكام هميشه باعث تربيت اهالى ملك است . آنچه از خارج و داخل تحقيق كردم ، اهل گيلان چندان نارضا نيستند و خيلى تعريف مىكنند از كم‌طمعى و رأفت اين حاكم . يك ساعت به غروب مانده به منزل مراجعت كردم . جناب عبد الحسين خان مدير الملك درويش‌نوازى كرد . از ديدارش شاد شدم . چهار پنج ساعت از شب گذشته شام خورده خوابيدم . در رشت - روز چهارشنبه هجدهم ( 18 ) : صبح جناب شيخ محمد حسن